مووی تاک!
آوریل 10, 2008
روزهای آغازین سال 87 اگر از هر نظر برایم همراه با رخوت بوده باشد از یک نظر برایم لذت بخش بوده! آنهم به خاطر فیلمهای خوبیست که دارم میبینم!
این دو سه روزه هم فیلم سنتوری ،کایت رانر، سویینی تاد و فریاد مودچه ها را دیدم!
کایت رانر از همه دلپذیرتر بود! البته پیشنهاد اکید میکنم که حتما اول کتابش را بخوانید… حکایت لطیفی است از دوستی، خیانت، آبرو داری جهان سومی، عدالت و رستگاری در جامعه افغانستان. فیلم خوش ساختیست. موسیقی متن بینظیری دارد. بازیها قویست و در مجموع میتوان گفت برای ما ایرانیها جذابیت مضاعفی دارد… به دلیل بیم و امیدهای مجاورت با افغانستان…
فریاد مورچه ها، آخرین ساخته مخملباف پدر! به عنوان یک فیلم ایرانی عالیست! یعنی اصلا آدم فکر نمیکند که فیلم ایرانی باشد!!! این را هم ببینید!
سنتوری را هم که دیگه حتما دیده اید!! فیلم بدی نیست! البته فکر میکنم حکایتش حکایت کتاب خاطرات روسپیان سودا زده من باشد! در این سوی جهان چیزهای ممنوع پاپیولارتر است!! فیلم را میگفتم… حکایت زوال هنرمند است در یک جامعه بسته…. نمیدانم چرا در فیلمهای ایرانی موضوع اصلی فیلم را در قالب دیالوگها و گاهی هم مونولوگها به خورد مخاطب میدهند! (ر.ک به صحنه ای که گ. فراهانی در پارک به جاوید شکایت سیاستهای ارشاد را میکرد!) پایان فیلم را هم دوست نداشتم! کل فیلم را زیر سوال برد! چندتا از مونولوگهای رادان هم از کتاب عقاید یک دلقک دزدیده شده بود! (عیناً!!!) بگذریم از اینکه میشد کل فیلم را برداشتی از کتاب هاینریش بل دانست! از اینها که بگذریم بازی رادان عالی بود. حیف شد که فیلم در سینما نمایش داده نشد!
سویینی تاد هم به نظرم مال جوانترها بود! مثل سایر کارهای برتون!
Entry Filed under: رسانه, سینما, نظرات شخصی, نقد. .
4 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
ebish | آوریل 12, 2008 at 2:33 ق.ظ
ina ro velesh linke filme perspoliso dari
خنیاگرباد: ما اینجا میریم از سر کوچمون میخریمش 1500 تومان!!!! شما زحمت بکشید برید سی دی اوریجینالش رو تهیه کنید! نیست که اونور دنیا قانون کپی رایت وجود داره واسه همون!!! :دی
جدای از شوخی حتما ببینش!! زیباست!
2.
اشراق | آوریل 12, 2008 at 3:47 ق.ظ
سلام
در باب سنتوری سخن گفته ایم….بادبادک باز را ندیده ام….اما در باب فریاد مورچه ها باید بگویم جدای بازی های بسیار ضعیف به ویژه بازی وحشتناک لونا شاد….مخملباف نشان داده است که همانند دیگر تجربه های زندگی اش از حزب اللهی گری ها تا توبه نصوحش ؛ از سکس و فلسفه تا شبهای زاینده رود هیچ چیز را عمیقا تجربه نکرده است….نه دینداری را، نه حزب اللهی گری، نه عشق، نه فلسفه، و اکنون هم الحاد را…..جملات سطحی و کلیشه ای ، تناقضات بی حد و حصر، نقادی دین برهمن برای کوبیدن تمامی ادیان و شعارگونگی تهوع آورش این امر را به اثبات می رساند که مخلمباف می خواهد همه جا در صدر باشد…مهم نیست با چه مضمون و محتوایی مواجه است….مهم آن است که مخلمباف باید آوانگارد باشد…..
موفق باشی
خنیاگرباد: بازیها را قبول دارم! حرفه ای نبود! نمیدانم شاید هم چون روزگاری سوال اصلی فیلم سوال اصلیم بود و جواب فیلم جوابی که من پیدا کردم به نظرم خوب آمد! همان جریانی که گفتم هر کس بنا به تجربیاتش فلسفه خودش را دارد!!!
3.
hoda | آوریل 18, 2008 at 10:46 ق.ظ
سلام خوبی؟
آخ گفتی منم همیشه واسم سواله چرا همیشه نتیجه گیری اخلاقی! فیلم را خیلی تابلو داد می زنن تو گوش مخاطب. شاید برمی گرده به این مسئله که فکر می کنن شاید مخاطب اندازه اونا نفهمه و پیام رو نگیره و زحمت اونا هدر بره.
4.
مرگ قسطی | آوریل 24, 2008 at 9:37 ب.ظ
سلام…بادبادک باز و ندیدم متاسفانه..کتابش رو هم نخوندم..فریاد مورچه ها رو ندیدم….سنتوری رو از این جهت پسندیدم که فردیت متعالی علی سنتوری را به خوبی به تصویر کشید…سویینی تاد هم که اگر موزیکال نبود مزخرفی بیش نبود…منتها اوازهای فیل محشر بود.