Archive for آوریل, 2008

پوففففففف

گاهی شما خبری را که می خوانید نمی فهمید، چون خبر را بد تنظیم کرده اند! گاهی دیگر خبر را نمی فهمید چون اصولا در زمینه خبر مذکور و موضوع آن تخصصی ندارید! اما گاهی هم خبر را نمی فهمید چون اصلا کل ماجرایی که در خبر می آید بی معنای مطلق است!!!

مثلا این خبر را ببینید! من واقعا آن را نمی فهمم! ایشان فرموده اند بحث 6 نفر نبوده!  اصلا شاید 6 نفر بودنش مهم نبوده، جرم نبوده!! فقط خلاف شان بوده!!! سوء استفاده از مقام هم در این مملکت جرم نیست گویا!! فقط خلاف شان است! نتیجه عمل خلاف شان هم جا به جایی است! نه مجازات! خوب راست هم می گویند دیگر!!!

حالا در عوض اگر شما در زمستان وبرف چکمه بپوشید این جرم است! اگر مانتوتان در تابستان رنگی باشد که خفه نشید از گرما هم جرم است! اگرهمین مانتو از زانوتان بالاتر برود که دیگر هیچی!!! اینها جرم است نه خلاف شان چون اصلا شما شانی ندارید که رفتارهایتان خلاف آن باشد!!! شان فقط از آن برادران و خواهرانیست که از بس پاک و خوب و بی اشتباهند نمی توانند مرتکب جرمی شوند!!! اصلا من نمیدانم چرا آقایان زحمت این جوابهای بی سرو ته را به خودشان میدهند! آقا به خدا اصلا برای ما مهم نیست که کی، کجا، با کی……!!!!

پی اس1: ببخشید عصبانی شدم وقتی این خبر را خواندم!

 

11 comments آوریل 25, 2008

مووی تاک!

روزهای آغازین سال 87 اگر از هر نظر برایم همراه با رخوت بوده باشد از یک نظر برایم لذت بخش بوده! آنهم به خاطر فیلمهای خوبیست که دارم میبینم!

این دو سه روزه هم فیلم سنتوری ،کایت رانر، سویینی تاد و فریاد مودچه ها را دیدم!

کایت رانر از همه دلپذیرتر بود! البته پیشنهاد اکید میکنم که حتما اول کتابش را بخوانید… حکایت لطیفی است از دوستی، خیانت، آبرو داری جهان سومی، عدالت و رستگاری در جامعه افغانستان. فیلم خوش ساختیست. موسیقی متن بینظیری دارد. بازیها قویست و در مجموع میتوان گفت برای ما ایرانیها جذابیت مضاعفی دارد… به دلیل بیم و امیدهای مجاورت با افغانستان…

فریاد مورچه ها، آخرین ساخته مخملباف پدر! به عنوان یک فیلم ایرانی عالیست! یعنی اصلا آدم فکر نمیکند که فیلم ایرانی باشد!!! این را هم ببینید!

سنتوری را هم که دیگه حتما دیده اید!! فیلم بدی نیست! البته فکر میکنم حکایتش حکایت کتاب خاطرات روسپیان سودا زده من باشد! در این سوی جهان چیزهای ممنوع پاپیولارتر است!! فیلم را میگفتم… حکایت زوال هنرمند است در یک جامعه بسته…. نمیدانم چرا در فیلمهای ایرانی موضوع اصلی فیلم را در قالب دیالوگها و گاهی هم مونولوگها به خورد مخاطب میدهند! (ر.ک به صحنه ای که گ. فراهانی در پارک به جاوید شکایت سیاستهای ارشاد را میکرد!) پایان فیلم را هم دوست نداشتم! کل فیلم را زیر سوال برد! چندتا از مونولوگهای رادان هم از کتاب عقاید یک دلقک دزدیده شده بود! (عیناً!!!) بگذریم از اینکه میشد کل فیلم را برداشتی از کتاب هاینریش بل دانست! از اینها که بگذریم بازی رادان عالی بود. حیف شد که فیلم در سینما نمایش داده نشد!

سویینی تاد هم به نظرم مال جوانترها بود! مثل سایر کارهای برتون!

4 comments آوریل 10, 2008


آرشیو

دسته‌ها

من دراینجا،درآنجا،درهمه جا!

جالبند، ببینید!

دوستان

دیدگاه‌های تازه

nima در بورات یک هجو فرهنگی
nima در بورات یک هجو فرهنگی
hosna در بورات یک هجو فرهنگی
روهام در بورات یک هجو فرهنگی
ebish در بورات یک هجو فرهنگی

آمار وبلاگ

 

آوریل 2008
ش ی د س چ پ ج
« Mar   May »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
2627282930