من رای می دهم…
مارس 14, 2008
بعد از خواندن رمان بادبادک باز همیشه از رشد طالبانیسم در کشورم می هراسم! این را داشته باشید ضمن اینکه دیروز اس.ام اسی به دستم رسید به این شرح: مقام معظم رهبری: مردم به مجلسی رای بدهند که راه را برای خدمت بیشتر دولت پرتلاش و خدمتگزار کنونی هموارتر کند…
نمیدانم این فتواست یا درخواست یا تبلیغ یا حتی ت…! به هر حال من با تمام تحلیل های مختلفی که این مدت خواندم و شنیدم امروز تصمیم دارم که به مسجد محل سز یزنم! شما را نمی دانم اما خوش ندارم که کسی در دل به خانه نشینیم بخندد! به اینکه مایوسم! برای اینکه نمی خواهم به جایی برسیم که مجبور شوم با هر بدبختی از ایرانم فرار کنم! برای اینکه هر روز زنده ماندنم معجزه ای باشد… برای اینکه سالهای میانسالی وقتی با اندوه به کودکان کشورم نگاه کنم و ببینم شبیه گرسنگان افریقایی شده اند! رای می دهم حتی اگر برای یک کرسی در مجلس مبارزه کنم! چون می خواهم مبارزه کنم و چون نمی خواهم انقلاب کنم و عاقلی را هم نمی شناسم که بخواهد! از شما هم نمیخواهم که همراهیم کنید! هرچند اگر همراهی می کردیم امروز اینجا نبودیم!
Entry Filed under: غر غر, نظرات شخصی. برچسبها: رمان بادبادک باز ، طالبانیسم.
2 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed
1.
Amir | مارس 14, 2008 at 8:36 ق.ظ
از اینکه همفکریم خوشحالم
2.
ebish | آوریل 9, 2008 at 4:30 ب.ظ
to ghor ghor ham mikoni????? a